بروم ببینم پاسخ سوالاتم را چه می دهد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

تشنگی امانم را بریده است.

راست می گویند ،گرسنگی را می توان تحمل نمود اما تشنگی را نه .

اه ، پس کی می رسم .اگر در ایران بودم الان عید نوروز بود ، اما اینک در این جا سرگردان یافتن مکه ام .

ناگاه نوری را می بینم.نوری سبز ....بر میانه آن کوه است .

خدایا در این وقت ، این نور آنجا چه  می کند ؟!

به هر زحمتی هست ، خود را به منبع نور می رسانم . انگار از این غار بود ، نزدیک می روم ؛ دو صدا در حال صحبت هستند .

سرم را خم می کنم تا درون غار را ببینم ، شناختمش محمد است ،محمد امین.






احتمالا مشغول راز و نیاز است . از زمان عبد المطلب رسمی بنیاد شده تا سالی یکماه خداپرستان قریش گوشه ای اختیار می کنند و به راز و نیاز با معبودشان مشغول می شوند . البته محمد از همان خردسالی گهگاه به این غار می آمد و با معبودش راز و نیاز می نمود .

آن فرد دیگر کیست ؟دقت که می کنم می گوید .بنام خداوند بخشاینده بخشایشگربخوان به نام پروردگارت که خلق نمود ؛انسان را از علق-این مایه بدبو- خلق نمود؛ بخوان که پروردگار تو کریمترین کریمان است؛ پروردگاری که نگارش با قلم را به انسان آموخت ؛ و آموخت به انسان آنچه که نمی دانست؛

غرق در حیرت شدم، این کلمات چه معانی بلندی دارد ! سرم را بیشتر خم کردم ، محمد را دیدم که بر خلاف همیشه حالش ملتهب است و تغییری در جسم و چهره اش ایجاد شده ،گویی دنیایی جدید در برابر چشمانش گشوده اند و جسم را تحمل این دیگرگونی برایش سخت است.

ناگهان از اطراف صدای ناله ای تمام فضا را پر می کند . در گوشه ای پنهان می شوم . راستش ترسیدم. ترس هم دارد . وسط روز نور سبزی را ببینی . محمد را در این غار و با این حال ببینی . صدای ناله ای آنهم اینگونه را بشنوی و نترسی ؟-بعدها از مولایم علی علیه السلام شنیدم که آن ناله یاس و ناامیدی شیطان بوده است-

محمد را دیدم که سراسیمه از غار بیرون آمد و به سمت مکه حرکت کرد .

محمد امین و سراسیمگی ! به دنبالش راه افتادم؛ بارالاها! سنگها و موجودات همه بر او سلام می کنند و به او تبریک می گویند !و صدای در اطراف او می پیچد ؛ می گوید ای محمد ، تو رسول خدایی .

یعنی چه؟ رسول خدا!

یعنی ممکن است او همانی باشد که ابراهیم و هارون و موسی و عیسی وعده آمدنش را سر داده اند ؟

به مکه رسیدیم و دوباره یاد تشنگی ام افتادم .مشکی آب نوشیدم ، اما هنوز تشنه ام ! گویی تشنه درک حقایقی ناب از زبان رسول خدایم  ......بروم ببینم پاسخ سوالاتم را چه می دهد.....

 


همین

یا حق

نوشته شده توسط علی رضا    شنبه ، 19 تیر 1389 ، 15:25
آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 19 تیر 1389 ، 17:11
 

نظر جدید