|
سلام
دوستی برای اینکه اثبات کنن که فلسفه اسلامی وجود نداره و فلسفه و اسلام دو عنصر جدای از هم هستن ضمن فرمایش افاضاتی چند؛ متن انگلیسی ویکی پدیا تحت عنوان فلسفه اسلامی رو برام نوشتن که به این قراره:

The attempt to fuse religion and philosophy is difficult because there are no clear preconditions. Philosophers typically hold that one must accept the possibility of truth from any source and follow the argument wherever it leads. On the other hand, classical religious believers have a set of religious principles that they hold to be unchallengeable fact. Given these divergent goals and views, some hold[citation needed] that one cannot simultaneously be a philosopher and a true adherent of Islam, which is believed to be a revealed religion by its adherents. In this view, all attempts at synthesis ultimately fail.
However, others believe that a synthesis between Islam and philosophy is possible
کلیت بحث بالا اینه که دین تعبدی هست و فلسفه عقلانی و ایندو از دو ریشه جدا هستند و با همدیگر قابلیت هم خوانی رو ندارند
و حقیر هم پاسخی رو براشون نوشتم که در ادامه مطلب می تونین بهش مراجعه کنین
مشتاق نظرات شما عزیزان در خصوص این بحث هستم
همین
یا حق
سلام
دوستی به دلیل اثبات کنن که فلسفه اسلامی وجود نداره و فلسفه و اسلام دو عنصر جدای از هم هستن ضمن فرمایش افاضاتی چند؛ متن انگلیسی ویکی پدیا تحت عنوان فلسفه اسلامی رو برام نوشتن که به این قراره:
The attempt to fuse religion and philosophy is difficult because there are no clear preconditions. Philosophers typically hold that one must accept the possibility of truth from any source and follow the argument wherever it leads. On the other hand, classical religious believers have a set of religious principles that they hold to be unchallengeable fact. Given these divergent goals and views, some hold[citation needed] that one cannot simultaneously be a philosopher and a true adherent of Islam, which is believed to be a revealed religion by its adherents. In this view, all attempts at synthesis ultimately fail.
However, others believe that a synthesis between Islam and philosophy is possible
کلیت بحث بالا اینه که دین تعبدی هست و فلسفه عقلانی و ایندو از دو ریشه جدا هستند و با همدیگر قابلیت هم خوانی رو ندارند
و حقیر هم پاسخی رو براشون نوشتم که در ادامه مطلب می تونین بهش مراجعه کنین
با سلام و احترام
نویسنده این بخش از ویکی پدیا اونچه که به نام دین (ودر آخر اسلام)در ذهن داشته شمایی از مسیحیت بوده ؛ بله در مسیحیت اونچه که مهمه نه عقل و تفکر و تجربه که کشف و شهود و تعبده فکر می کنم روسو بود که گفت چطور از من می خواهید به چند متن پریشان و چند رویا ایمان بیاورم که البته در آخر عمرش ایمان آورد(که بحث بسیار زیادی در موردش میشه کرد اما بحث ما نیست) و اصالتا مسیحیان هم فیلسوف نیستند به خودشون هم الاهیدان می گویند امثال بورکهارت و تیشیل
اما اسلام ورای اون چند متن پریشانه .اسلام هیچ کس رو بدون تحقیق مسلمان واقعی نمی دونه و خدا رو با هر دلیلی شناختن و پذیرفتن رو اصل می دونه و میگه تا خداوند و برنامه نویس این برنامه رو نشناسین و به اون و کاملا درست بودن برنامه اش ایمان نیارین مسلمان به حساب نمیاین پس اسلام سرچشمه اش نه تعبد که تعقله و وقتی شما خداوند رو پذیرفتی و پذیرفتی که او منبعی لایزال است حالا دیگه او هم جزو منابع تو به حساب میاد و هر برنامه و گزینه ای که با استناد به اون منبع درست دونسته بشه عین عقلانیت هست چون منبعی با تایید عقل بوده و این همون چیزیه که مسیحیت به شدت ازش رنج می بره ولی در اسلام حل شده است
مشتاق نظرات شما عزیزان در خصوص این بحث هستم
همین
یا حق |